در پشیمانی خود غوطه ورم!

خرید بک لینک
outputهایی که گرفتم هیچکدوم باز نشد و من مجبورم به انجام دوباره با spss23

زیاد نگرانی نداره چون دستم الان تند شده و به راحتی متغیر تعریف می کنم و آزمون می گیرم اما خب چیزی که ناراحتم می کنه اینه !

من خیلی لخ لخانه دارم با دنیا برخورد می کنم . این تحقیق از روی تحقیق قبلی انجام شد با تکیه به اسناد و مدارک اون و من حتی در این مدت یک ساعت هم وقت نذاشتم ببینم چی نوشتم.

الان ناباورانه نگاهش می کنم و از خودم می پرسم این کار منه در اون شرایطی که وقت سر خاروندن هم نداشتم؟ من از ی جایی به بعد بریدم . یادمه ی دوستی مهندس مکانیک بود همین جا برام کامنتی گذاشت که دنیا منتظرت نمی مونه ی روز برمیگردی و می بینی جاموندی

امروز به حرفش رسیدم آقای ج همینو می گفت . معلم زبانم بود. من ی صندلی کنار در می نشستم چون همیشه دیر میرسیدم و از طرفی این طوری هرموقع دلم می خواست میزدم بیرون

خیلی زود با جوابام شناختم و سوال که میکرد منتظر بود جواب بدم . خوشحال میشد، فکر میکرد ی پدیده میشم

موقع تست زدن میومد کنارم ی پاشو تکیه میداد به دیوار . تموم که میشد بلافاصله میگفت تموم؟

-اره

ورقه رو نگاه می کرد . گاهی لباش میخندید و سرشو تکون میداد و یواشکی تو گوشم می گفت perfect و گاهی وررقه رو تا می کرد یا با خودکارش یواش میزد رو دستم و میگفت سر به هوااا

سر به هوا نبودم . با عجله میزدم ،می خواستم تندتر از کنارم بره .از اینکه اونطوری زل بزنه بهم خوشم نمیومد. خصوصن که ی روز تمبر هندی زیادی خورده بودم و تمام دست و بالم پر از تمبر هندی بود حتی اتودم! دوست نداشتم برم زیر ذره بین نگاهش

اما اون همیشه میومد. ده دقیقه ای که همه تست میزدن و با هول و و لا سرشون پایین بود مثل عزرائیل بالای سرم بود. بوی تند ادکلنش منو به سر فه مینداخت و همین بیشتر استرسم میداد. گاهی حرف میزد ، سوال میکرد و منم باید پچ پچانه جواب میدادم . خدادخدا میکردم بره و ی نفس راحتی بکشم

از آخرین باری که باهام حرف زد دیگه چند جلسه ی اخرو نرفتم . ناگهان غیب شدم .

همه گفتن چی شد؟ گفتم هیچی بریدم و تماااام

اون همه زحمت تمام؟

اره تمام!!!

ی حرفایی زد که عصاره اش این بود و کلید واژش این بود ، تو زیاد فکر می کنی دختر!!! یکی باید مرتب هلت بده

ی روز پشیمون میشی و .....

این حرفی بود که معلم شیمی کلاس سوم دبیرستانم هم به من زد. آقای مهندس ! جلوی همه گفت . گفت تو حرف میزنی جایزه ی نوبلو یکی دیگه می گیره

آره ، آره دقیقن پشیمونم. مثلن چرا خودمو باید در این تنگنا قرار بدم؟ این تحقیق عالی بود اگه همت میکردم پیش مشاور امار میرفتم. اگه چندتا رفرنس جدید براش در می اوردم اگه ....

تحقیق قبلیم فوق عالیه اما چرا نباید مقاله میشد؟ چرا موند و خاک خورد؟ همون موقع آب از هم لب و لوچه شون راه افتاد . وقتی ارائه ش دادم همه اونایی که اون جا بودن کلی گفتن آفرین . استاد که دیگه رو دمش پشتک میزد.

حالا فردا باید برم کلی همه غرغر کنن و ایا بشه یا نشه ؟؟؟

من احتیاج به ی خونه تکونی دارم . ی رفرش، ی برنامه ورای روزمرگی... فکر کنم دیگه بسه تاهمین جاشم خیلی خراب کردم

برادر! phd قبول شد . رتبه 2. الان باید میرفت سال سوم اکه اون سال از مصاحبه جا نمونده بود:( خوبه حداقل اون میدونه داره کجا میره

در پشیمانی خود غوطه ورم

با کلنجار دلم میلرزد

راه پیموده ولی لغزش این جاده خیس

چه هراسی به تنم می ساید!

به خاطر پدرم...

ما را در سایت به خاطر پدرم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 15:38

صفحه بندی