
فقط مرگ زردی میتونست تمام این هفته ی مزخرفو تکمیل کنه. به لطف مریض بودنم مامانم کمتر بهم گفت دیوانه و من تونستم حسابی براش گریه کنم. حتی تواون حال بدم چندین بار التماس کردم براش زیرانداز ببرن، داداشم رفت ، بهم زنگ نزد، تلفنم رو جواب نداد ، وقتی اومدگفت اروم خوابیده بود با همون انژیوکت . نمیتونم چیزی بنویسم، تبم برگشته، نمیتونم ! xa0...
ادامه مطلب